پاسخی به جوابیه رئیس دانشگاه علوم پزشکی بابل

[ad_1]

گروه اجتماعی-رجانیوز: داستان مربوط به آمار بالای مرگ ومیر بیماران کرونایی در بابل هنوز داغ است. مساله ای که با مصاحبه رجانیوز با یکی از پزشکان این شهر رسانه ای شد(اینجا) و سپس با جوابیه ای از طرف رئیس دانشگاه علوم پزشکی بابل ادامه پیدا کرد(اینجا). جوابیه ای که سوالات بی پاسخ را بیشتر کرده و هنوز پاسخی برای ابهامات بوجود آمده نداده است.

 

در جوابیه رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل و مصاحبه ایشان با برخی از خبرگزاری ها مواردی ذکر شده است که مشاهدات میدانی و مستندات خلاف آن را ثابت می کند و بر خود وظیفه دیدیم آن را ذکر نماییم.

 

در ابتدا بر خود لازم می دانیم که از زحمات کادر درمان شهرستان بابل که به صورت شبانه روزی خود را وقف مردم کرده بودند کمال تشکر را داشته باشیم و به روح بلند شهدای سلامت این خطه درود بفرستیم و به این عزیزان بگوییم که این حقیر خود افتخار هم رزمی در کنار شما در جنگ با این بلا را داشته ام و تک تک جملاتی که دراین متن بیان می گردد ذره ای از خدمات شما را زیر سوال نمی برد بلکه هدف از این متن بیان اشکالات مهم مدیریتی شهرستان بابل است و مخاطب این سطور شخص رییس دانشگاه و معاونین ایشان بالاخص معاونت درمان است که در ظاهر امر مسولیت ستاد مقابله با کرونا را برعهده داشته است.

 

1. باید بررسی شود که علت اختلاف معنادار مرگ و میر بیمارستان یحیی نژاد با روحانی چه بود؟ و چرا آمار مرگ همکاران پزشک و پرستار در بابل نسبت به کشور بالاتر بوده است؟ از سوی دیگر علت اختلاف معنادار مرگ و میر 15.5 درصدی شهر بابل به مرگ و میر 11 درصدی کلیه واحدهای تابعه دانشگاه مازندران چیست؟ جالب این است که دانشگاه مازندران با داشتن واحدهای تابعه ای همچون بابلسر، رامسر، چالوس و تنکابن که به مراتب امکانات کمتری از بابل دارند آمار بسیار بهتری داشته است. و نکته جالب تر این است که آمار مرگ و میر در بسیاری از استان های کشور نیز بین 9 تا 11 درصد می باشد. آیا این آمار بالاتر نشان از یک مشکل جدی نمی باشد؟

 

2. تعداد دستگاه سی تی اسکن در هر شهر با توجه به میزان جمعیت دارای استاندارد های معینی است و اساسا بیمارستان یحیی نژاد که سانتر پوست و روان پزشکی است نیازی به دستگاه سی تی اسکن ندارد. و اکنون با توجه به فشارهای مردمی، دولت بودجه ای را اختصاص داده تا این بیمارستان در آینده ای نزدیک مجهز به دستگاه سی تی اسکن شود، در حالی که از اساس انتخاب این بیمارستان برای کرونا اشتباه بوده است. آن هم بیمارستانی که در مرکز شهر واقع شده و تبدیل به بزرگترین منبع الودگی گردید.

 

3. آقای دکتر جلالی بارها اظهار داشته اند که بیمارستان میناگر برای بیماران صعب العلاج است. این بیمارستان سی تخت خوابی تا قبل از این فقط یک مرکز چشم بوده و ظرفیت ان به قدری کم است که در حال حاضر فقط پذیرای مادران باردار مشکوک به کرونا است که بخش کوچکی از بیماران کرونایی را شامل می شوند! ذکر کلمه دوطبقه و افزایش تعداد تخت ها به پنجاه، کار پسندیده ای نیست و ابتدا به خود و سپس به این عزیزان متذکر می گردیم که “النجاه فی الصدق”.

 

4. درجایی دیگر ایشان اشاره نمودند که در زمان شروع بحران کرونا، بیمارستان روحانی دارای بالغ بر 300 بیمار بوده و در هنگام تصمیم گیری هنوز 204 بیمار صعب العلاج در بیمارستان بستری بوده اند که مستندات ما آن را رد می نماید و انشالله در وقت مشخص مستندات ارائه می گردد. بسیاری از این تعداد، بیماران غیراورژانسی بوده اند و نه اورژانسی. و منطقا جابجایی 120 بیمار یحیی نژاد با 204 بیمار روحانی تفاوت چندانی ندارد. مخصوصا اینکه بیمارستان روحانی در دوطبقه واقع شده است و مدت زیادی در طول بحران کرونا یک طبقه آن به صورت کامل خالی بوده است و درهای آن نیز قفل شده بود. از سوی دیگر این معضل برای همه بیمارستان های کشور بوده! چگونه است که سایر دانشگاه های کشور توانستند بیماران خود را تخلیه کنند و بیمارستان های بزرگ را برای کرونا اختصاص دهند اما این امکان فقط برای بابل وجود نداشت؟ چطور بیمارستان امام ساری توانست سریعا بیماران خود را تخلیه کند و تبدیل به مرکز کرونا شود ولی بابل نتوانست؟ آیا این سوءمدیریت نیست؟

 

5. ایشان فرمودند که بیمارستان یحیی نژاد در برخی موارد جزء ده بیمارستان برتر کشور است اما ذکر نکردند در چه موردی! بنده به جای ایشان ذکر می کنم. بیمارستان یحیی نژاد تنها در زایمان طبیعی جزء ده بیمارستان برتر کشور است و نه حتی مسائل مربوط به سزارین! چرا که حتی از داشتن تخت مراقبت ویژه برای نوزدان نارس(NICU) بی بهره است. و اساسا این مساله برتر بودن در زایمان طبیعی چه ارتباطی به موضوع کرونا دارد؟ اتفاقا مشکل بزرگ این است با چه مکانیسمی بیمارستان یحیی نژاد درجه یک شده است؟ بیمارستانی که نه سی تی اسکن دارد و نه دستگاه اکسیژن ساز مناسب(مهم ترین مساله برای جلوگیری از بدحالی و مرگ بیماران کرونایی دسترسی به اکسیژن می باشد که سیستم اکسیژن ساز این بیمارستان از چند ماه قبل مختل بوده و با سهل انگاری در پی حل این مشکل نبوده اند و شاید یکی از علل امار بالاتر مرگ و میر این بیمارستان کمبود اکسیژن باشد)و در بحبوحه کرونا حتی قادر نبوده که برخی پزشکان خود را بر سر کار حاضر کند. و جالب تر اینکه برخی از بخش های ان حتی وصل به سیستم مرکزی اکسیژن نیستند! مشکل این است که خود، بیمارستان زیر نظر خود را درجه یک اعلام می کنند و در این مواقع از آن استفاده ابزاری می کنند.

 

6. ایشان فرمودند که با حفظ اصول قرنطینه بیماران مراجعه کننده به بیمارستان یحیی نژاد جهت انجام سی تی اسکن به بیمارستان روحانی و بهشتی اعزام می شدند. کافی است که وارد سیستم پکس بیمارستان های بهشتی و روحانی شوید و بررسی کنید که در طول بحران کرونا چند سی تی اسکن انجام داده اند و چند نفر آنها ارجاعی از بیمارستان یحیی نژاد بودند تا به عدم صحت اظهارات ایشان پی ببرید. و کافی است تا اسناد مراکز خصوصی مهرگان شمال و دکتر قائمیان را بررسی کنید تا دریابید اکثر بیماران یحیی نژاد به صورت شخصی به این مراکز جهت انجام سی تی مراجعه کرده اند. حال آنکه حتی مراکز روحانی و شهید بهشتی نیز بسیاری از بیماران مراجعه کننده به اورژانس را به مراکز خصوصی جهت انجام سی تی اسکن ارجاع می دادند که این خود هزینه زیادی را بر دوش بیماران می گذاشت. 

 

7. مشکل دیگر این نحوه مدیریت این بود که وقتی هر سه بیمارستان دانشگاه را درگیر کرونا کردند و این تحکم را نداشتند که بیمارستان های خصوصی را مجاب کنند تا کمبود های انان را جبران کنند(کل استفاده این عزیزان از بیمارستان های خصوصی تنها این بود که برخی جهت سی تی اسکن به این بیمارستان ها مراجعه کنند، حال انکه بیمارستان خصوصی شفای ساری کاملا در خدمت دانشگاه مازندران بوده و به یک سانتر کرونا تبدیل شده بود!)  بخشی از بیماران غیرکرونایی همچون سکته مغزی و سکته قلبی در معرض خطر قرار گرفتند و بخشی از انان جان خود را از دست دادند.

 

این مساله زمانی تلخ تر میشود که بدانیم از 600 تخت خواب بیمارستان روحانی تنها 270 تخت برای کرونا فعال بود و باقی بخش های خالی قفل شده بودند و پذیرشی هم نداشتند(درحالی که یکی از طبقات خالی بود میتوانستند با حفظ اصول ایزوله از این بخشهای خالی استفاده کنند). متاسفانه در اوج بحران شاهد بودیم که حتی بیمار مبتلا به سکته مغزی را به بهانه این که مراکز ما مخصوص بیماران کرونایی است پذیرش نمی کردند. از سوی دیگر بیماران نیازمند بستری بعلت کرونا نیز گاه باید تا سه یا چهار روز در نوبت می ماندند تا بستری گردند. توصیه ما این است که برای روشن تر شدن این مساله یک تیم کارشناسی به بررسی تعداد فوتی ها در منازل بپردازند.

 

8. ایشان فرموند که بالغ بر 90 درصد همشهریان بابلی تحت غربالگری قرار گرفتند. ما هم این نکته را قبول داریم که شاخص های بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی بابل به بالای 80 درصد افزایش یافت، اما ذکر این نکته را بر خود واجب میدانیم که این اتفاق زمانی افتاد که تا پایان اسفند شاخص های بهداشتی بابل در منطقه قرمز قرار داشت و میزان غربالگری حدود 3درصد بوده است که پس از اعتراضات فراوان از سوی دلسوزان مبنی بر تصدی گری ستاد مقابله با کرونا توسط معاونت درمان و ورود شخص وزیر به دنبال این اعتراضات و ارسال مامور ویژه از سوی ایشان، شاخص ها بهبود پیدا کرد. این خود نشان از ضعف مدیریتی شدید دانشگاه دارد و اگر نبود اعتراضات گسترده و بیانیه های دلسوزان در فضای مجازی معلوم نبود انتهای امر بحران کرونا تا به اینجا در شهر بابل در چه وضعیتی بود.

 

9. بنای ما بر جنجال نمی باشد. اما وظیفه خود میدانیم اشکالات جدی دانشگاه را بیان کنیم. چرا که سکوت گاه کمتر از خیانت نیست. جایی که امار مرگ و میر بابل با مراکز دیگر اختلاف فاحش دارد و جان های عزیزی از دست رفته اند باید مساله مورد پی گیری قرار گیرد و چاره ای جز بیان این نکته نداریم. شخص رییس دانشگاه و برخی از معاونین ایشان در همان ابتدای امر مبتلا به کرونا شدند و برخی از آنان بالغ بر یک ماه در قرنطینه به سر می بردند(بر اساس پروتکل های کشوری زمان قرنطینه 14 روز می باشد!) و در یک اتفاق عجیب معاون درمان دانشگاه مدیریت اجرایی ستاد مقابله با کرونا را به مدیر یکی از بیمارستان های تابعه سپرد و به حضور در جلسات ستاد بسنده نمود. این مدیریت از راه دور یکی از معضلات جدی این شهر بوده است که صدای اعتراض بسیاری از مسئولین شهری را نیز بلند نمود. نبودن در عرصه میدانی مبارزه یکی از قصورات جدی برخی از مدیران دانشگاه بوده است(برخی از مدیران زحمات زیادی را در طول بحران کشیده اند که مخاطب این گفتار نیستند و از آنان کمال تشکر را داریم و قدردان زحماتشان هستیم). درحالی ریاست محترم دانشگاه نقدهای دیگران را ادعاهای واهی و غیرکارشناسانه تلقی می کند که برخی از منتقدین در وسط میدان مبارزه بوده و هستند. به نظر شما نظر شخصی که در وسط میدان مبارزه است کارشناسانه نیست یا شخصی که حداقل به علت ابتلا به کرونا سه هفته را در منزل سپری کرده و مدیریت کار را به معاون درمان سپرده است که او خود نیز مدیریت را به شخص دیگری محول کرده است؟

 

 اینها اتفاقاتی است که در شهر بابل افتاده است و افرادی که در تلاشند خود را بعنوان قهرمانان میدان کرونا نشان دهند باسوءمدیریت خود و عدم توجه به توصیه های دلسوزان مشکلات این شهر را دوچندان نمودند.

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *