امروز: شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷

هر انساني ، با هر نظام فكري ، افعال اختياري‏اش را به منظور رسيدن به اهدافي كه آن‏ها را پسنديده و خوب تشخيص داده ، انجام مي‏ دهد ، حجاب و بي ‏حجابي نيز از اين چارچوب برون نيست .

کد خبر: ۶۸۸۰
تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۱

به گزارش هیجار ،عده ‏اي حجاب را نيك مي‏ دانند و بدان پايبندند و در مقابل ، بي‏ حجابي را زشت مي ‏شمارند و از آن بيزاري مي‏ جويند ، چنان كه گروهي بي ‏حجابي را پسنديده ، به آن اهتمام مي‏ ورزند .

 اين نوشتار، فارغ از دليل‏هاي عقلي و نقلي و مقتضيات فطري در پي بررسي آثار اين دو پديده است و خوبي و بدي و زشتي و زيبايي هر يك را مي ‏نماياند تا هر كس با تدبير در آثار آن دو، راه صواب پيش گيرد.

عکس،حجاب

 

دامنه تأثير رفتارها

بي ترديد زندگي اجتماعي ، خواه بر استدلال عقلي -  فطري - بنيان قراردادهاي اجتماعي و... ، بنا شده باشد ، از تاثير و تاثر متقابل افراد و عملكرد آن‏ها تهي نيست ، خوبي‏ها و زيبايي‏ها براي فرد و خانواده ،جامعه مفيدند و زشتي‏ها و بدي‏ها نيز به همه زيان مي‏ رسانند و تأثير خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت.

 در اين نوشتار، با پرداختن به برخي آثار تربيتي و روان شناختي اين دو پديده ، سودمندي و ضرر آفريني هر يك را هويدا مي‏ سازيم تا هر كس خود آگاهانه تصميم گيرد.

حجاب و رشد شخصيت‏

شخصيت ،  مجموعه افكار ، عواطف ، عادت‏ها و اخلاقيات يك انسان است كه به تمايز وي از ديگران مي‏ انجامد ، به عبارت ديگر ، مجموعه صفات و ويژگي‏هاي جسمي ، رواني و رفتاري كه هر انسان را از انسان‏هاي ديگر متمايز مي‏ سازد ، شخصيت نام دارد.

بر اين اساس ، هر كس شخصيتي دارد كه خود را با آن معرفي مي ‏كند و ديگران نيز او را به همان ويژگي‏ها مي‏ شناسند .

 در « روان‏شناسي كمال » انسان رشد يافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود  معرفي مي ‏گردد، اين گونه توصيف شده است ؛ انساني كه نيازهاي سطوح پايين (نيازهاي جسماني، ايمني، تعلق، محبت و احترام ) را پشت سر نهاده در صدد استفاده از توانايي‏ها و قابليت‏هاي خود است و به دنبال به فعليت رساندن خويشتن و تحقق خويش است .

اكنون بايد ديد فرصت رشد شخصيت با رعايت حجاب بيش‏تر فراهم مي‏ گردد يا با عدم رعايت آن؟ انساني كه پيوسته نگران زيبايي خود است و بيش‏تر در جهت معرفي پيكر خود مي‏ كوشد، بهتر مي‏ تواند قابليت‏هاي خود را بشناسد و به فعليت برساند يا آن كه سر در باغ انديشه دارد؟

 آيا توجّه به نيازهاي جسماني و سطحي به انسان امكان رشد مي ‏دهد يا توجّه به نيازهاي عالي و مخصوص انسان‏ها؟ آيا غرق شدن در خود نمايي و جلب توجّه ديگران مسير منتهي به يافتن خويشتن است؟

انساني كه زندگي‏ش تحت فرمان و اراده‏ایش نيست، در حس هويت يابي خود دچار شكست شده است ، تا چه رسد به آن كه هويتش را به كمال رساند ، زيرا سليقه و خواست ديگران در زندگي‏اش تأثير مي ‏گذارد و چنان زندگي مي‏ كند كه ديگران مي‏ پسندند ، نه آنگونه كه خود مي ‏پسندد.

بي‏ حجاب در انديشه نمايش خود و زيبايي خويش است ، اين امر كه عقده حقارت انسان را مي‏ نماياند ، زمينه رشد و تعالي وي را نابود مي‏ سازد ، در حالي كه زن مانند مرد يك انسان است و بايد از نظر انساني رشد و تكامل يابد ، كسي كه با نمايش زيبايي خود و گزينش پوششي ويژه در انديشه جلب نظر ديگران به سر مي‏برد ، در حقيقت مي‏ خواهد با تكيه بر جذابيت‏هاي ظاهري خويش و نه اصالت‏ها و ارزش‏هاي متعالي خود ، جايي در جامعه بيابد.

 در واقع او از اين طريق اعلام مي‏ دارد ، آنچه برايش اصل است و اهميت دارد ، « زن بودن » او است نه انسانيت و انديشه و لياقت و كارآيي ‏اش ،  چنين فردي قبل از همه اسير خويش است و به مغازه ‏داري شبيه است كه پيوسته در انديشه تزيين ظاهر و تغيير دكور خود به سر مي‏ برد و فرصت پرداختن به آرزوهاي بزرگ‏تر را نمي‏ يابد .

عکس،حجاب

حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندي)

از نظر روان‏شناسي ، قطعي‏ترين عامل رشد انسان « ميزان ارزشي » است كه هر فرد براي خود قائل است ، به عبارت بهتر ، نافذترين عامل رشد رواني و شخصيتيِ انسان ، سطح حرمت خود او است .

درجه ارزيابي فرد از خود ، حرمت خود خوانده مي‏ شود و در واقع باز خوردي از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار مي‏ آيد ، اين قضاوت در قالب رفتارهاي كلامي و غير كلامي بروز مي‏ كند و گستره‏اي است كه فرد خود را در آن پهنه توانا ، مهم،موفق و با ارزش و يا ناموفق و بي ‏ارزش مي‏ داند.

چنان كه گذشت ، « سطح حرمت خود » در سازش يافتگي هيجاني ، اجتماعي و عاطفي تأثير بسيار دارد و از عوامل تعيين كننده اساسي در شكل‏دهي الگوهاي رفتاري و عاطفي است ؛ به گونه‏اي كه ترديد افراد در ارزشمندي‏شان به ناتواني در رسيدن به زندگي عاطفي موزون مي‏انجامد ، اين افراد همواره از آشكار شدن ناتواني‏هاشان هراسناكند و صحنه را ترك مي‏ كنند ، از طرفي خلاقيت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقيم دارد .

به راستي آيا برهنه شدن و كشاندن رفتارهاي جنسي به كوچه و خيابان به آدمي ارزش مي‏دهد و انسان را از احساس ارزشمندي بهره ‏مند مي‏ سازد؟ البته شايد احساس رضايت آني و زود گذر پديد آورد ، ولي كم‏تر كسي است كه بر خورداري از اين حالت و رفتار را ارزش تلقي كند و شخص برخوردار از اين روحيه را ارزشمند بداند.

 افزون بر اين، تامين هر خواسته‏اي هميشه با احساس رضايت همراه نيست ، در جامعه ‏اي كه برهنگي تمام شريان‏هاي آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقايسه داشته‏ ها و نداشته‏ هاي خويشند ، انسان‏ها در تشويش مستمر و دلهره هميشگي فرو مي‏ روند ؛ زيرا رقابت و مقايسه در ميداني رخ مي‏ نمايد كه ظرفيت رقابت ندارد و بدين سبب آدمي به تنوع طلبي حريصانه كشيده مي‏ شود.

 بي‏ ترديد تا وقتي اين انديشه فضاي ذهن آدمي را آكنده است ، فرصتي براي بروز خلاقيت و ابتكار باقي نمي‏ ماند ، ذهنِ مشغول به تصاحب دل ديگران و جلب نظر مردان و پسنديده شدن ، هرگز انديشه علمي را بر نمي ‏تابد و نمي ‏تواند يافته‏اي تازه عرضه كند.

بنابراين، چنين افرادي هم ارزشمندي را از كف داده ‏اند و هم در جبران آن به بيراهه رفته ‏اند ، راه رسيدن به احساس ارزشمندي پايدار، رفتن در پي كسب صفات ارزشمند و پايدار است.

انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس ديگران، سطح ارزشمندي خود را ارتقا مي‏ بخشد تا آن‏جا كه مرد ، نيازمندانه به آستان وي روي مي‏ آورد.

 بي ‏ترديد اگر زنان اين مفهوم را به طور كامل درك كنند ، به پوشيده داشتن و مخفي ساختن پيكر خويش بيش‏تر گرايش نشان مي ‏دهند و پي خواهند برد كه راه احساس ارزشمندي در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نيست  .

 پس حجاب احساس ارزشمندي است ؛ كه موقعيتي بلند مرتبه براي زنان پديد مي‏ آورد و مردان را در محدوديت فرو مي ‏برد ، اگر چه در بيان به زنان گفته مي‏ شود كه پوشيده بيرون آييد ؛ ولي واقعيت آن است كه به مرد گفته مي‏ شود ، بهره برداري جنسي در همه جا ممنوع ، چون راه چشم را كه نافذترين كانال حسيِ مردان است، نمي ‏توان سد كرد.

عکس،حجاب از دید روانشناسی

 

 حجاب و استحكام خانواده‏

خانواده با اهميت ‏ترين نهاد اجتماعي است‌ ، خانواده كانون عشق و اميد و تحقق آرزوهاي آدمي و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است ؛ به گونه ‏اي كه هيچ جامعه ‏اي نمي ‏تواند بدون خانواده پايدار بماند.

 در معارف الهي خانواده مهم‏ترين جايگاه پرورش انسان است ، قرآن كريم همسران را « لباس » يكديگر مي‏داند و بدين ترتيب نقش هر يك را معين مي‏كند ، زن و شوهر نزديك‏ترين افراد به يكديگرند و چون لباس ، يكديگر را از آفات و آسيب‏هاي عفت سوز و ايمان برانداز حفظ مي‏ كنند. افزون بر اين ، آن‏ها مانند لباس ، مايه وقار و آراستگي يكديگرند ، بي‏ ترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل مي‏ گيرد.

غريزه جنسي يكي از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ اما براي پايداري‏اش كافي نيست ، بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شكل مي‏گيرد ؛ خواسته ‏هاي زيستي و جنسي اندك اندك جاي خود را به نيازهاي رواني و امنيتي و عاطفي و شناختي مي‏ دهد و ديگر سرمايه عشق ورزي به تنهايي براي تأمين اهداف خانواده و خواسته‏ ها كافي نيست.

 نخستين شرط دستيابي بدين اهداف و تامين خواست‏هاي جديد ، آن است كه زن و شوهر از هويت و خواست‏هاي فردي دست شويند و به سوي پي ريزي هويتي جمعي گام بردارند . چنانچه هر كس فقط خواهش خويش را پي گيرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمايي و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجه مردان گام بردارد ؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو رود و نقش مادري را به فراموشي سپارد و از آن سوي مرد در انديشه رسيدن به تمكين‏هاي نوتر و پر رونق‏ تر به سر برد و نقش پدري را فراموش كند ، بنيان خانواده بر باد مي‏ رود.

 بي‏ ترديد كانون خانواده با اموري چون توجه به لباس و بدن و روي و موي و انگشت نما شدن و مشخص‏ تر معرفي كردن خود ، پيوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدين امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نيازهاي برتر، پايه‏هاي خانواده را متزلزل مي‏ سازد.

حجاب و مسؤوليت پذيري‏

هر كس در برابر خود و ديگران مسؤول است ، انجام موفقيت‏ آميز مسؤوليت به استعداد و برخورداري از توانمندي‏هاي متناسب و ظرفيت‏هاي روان شناختي و جسمي نياز دارد ، توفيق در پاره‏اي از مسئو ليت‏ها و حتي سپردن برخي از مسئوليت‏ها به حجاب تكيه دارد و افرادي كه بي‏ حجابي پيشه مي‏ كنند، توان انجام آن را ندارند.

 اين گروه ناگزير بايد به خويش پردازند و چنان كه امروزه مشاهده مي ‏كنيم چاره‏ اي ندارند جز آن كه انجام آن مسئوليت‏ها را به ديگران و حتي مردان بسپارند.

 اين افراد ، افزون بر آن كه خود به دليل ناتواني يا شانه خالي كردن از انجام دادن مسئوليت‏هاي فردي باز مي‏ مانند ، با روحيه و وضعيت بدني خاص خويش محيط را آلوده و موقعيت را براي فعاليت مسئوليت پذيرانه نامساعد مي‏ سازند ، بر اين اساس ، بازدهي فعاليت‏هاي خانوادگي و اجتماعي را كاهش مي‏دهند و حتي دقت عمل را دچار اختلال مي ‏كنند .

 به عبارت ديگر ، اين افراد خود ناتوان مي‏مانند و ديگران را نيز از انجام دادن تعهدات و مسئوليت‏هاشان باز مي ‏دارند.

عکس،حجاب از دید روانشناسی

فرد بي‏ حجاب با رعايت نكردن اين شرط در واقع از قبول مسئوليت خودداري ورزيده ، در پي خواسته‏هاي خود مي‏رود و حتي ديگران را از انجام تعهدهاي پذيرفته شده باز مي‏ دارد ، بنابراين، حجاب هرگز به معناي محدود كردن حوزه مسؤوليت زن نيست ، حجاب شرط موفقيت در انجام دادن مسئوليت‏ها و سپردن برخي مسؤوليت‏ها است.

 

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: