امروز: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶

آقا این جا همه بد شدیم ، راه را گم کرده ایم و هر سو به دنبال دنیا می دویم و برایمان مهم نیست که در دو قدمی ما چه می گذرد ، مولا می شود بیایی ؟

کد خبر: ۴۲۶۳
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۸

به گزارش هیجار وبلاگ "ریزه نیوز" نوشت:

  روز جمعه از راه رسیده است و هنوز من بین رفتن و ماندن ، بنا بر ایستادن گذاشته ام ، و بر عقیده ای که اشتباه است پا فشاری می کنم ، هر چند که می دانم ، کم کم ماندنم دارد مرا به مردابی تبدیل می کند ، اما بین این منجلاب دست و پا می زنم ، شاید که به نوایی برسم .

دیگر برایم تمام خوبی ها در دنیا خلاصه می شود و آرزویم یک زندگی شاهانه و مجلل است و به هیچ کس اهمیت نمی دهم  ، حتی اگر لازم باشد ، حاضرم هر کسی را پله کنم و بالا و بالاتر بروم .آری برایم گدا و گشنه ها جایی در قانونم ندارند . چون که هدفم دنیایی سراسر از شکوه و قدرت و ثروت است .

وقتی که از خیابان های شهرم می گذرم ، با دیدن دست های خالی که  رو به سویم دراز می شوند لبخند می زنم و زیر چشمی نگاهی تحقیر آمیز به دستان لرزان گدایان می اندازم و نامشان را متکدی گذاشته ام تا حداقل بهانه ای برای فرار از واقعیت ها داشته باشم .

شب ها راحت می خوابم و از اینکه صدای خنده ی کودکم تا آن دورها از منزلم شنیده می شود سرمستم و آن وقت که لباس پاره و مندرس کودک همسایه ام را می بینم ، و به خود می بالم که لباسش به گرد پای لباس خواب پسرم هم نمی رسد .

و من هم چنان مغرورم که شب ها بوی غذا تمام ساختمان محل زندگی ام را بر می دارد و بوی  سرخ کردن غذایی از منزل همسایه ام در فضا نمی پیچد و خوشحالم که حداقل از همسایه هایم سر ترم .

مهم نیست برایم وقتی می بینم که کودک همسایه ام از گرسنگی خوابش نمی برد در حالی که می توانستم امشب دو قرص نان بخرم .

آری آقا زندگی های این روزهای ما کمی بی درد و پر از خودنمایی شده است ، حال می دانم که چرا هنوز به 313 نفر نرسیده ایم .

آقا شاید وقت آن رسیده است که به خاطر من نه ، و به خاطر تمام مردمان بی درد اطرافم نه ، اما آقا لطفا به خاطر کودک گرسنه ای بیا که شب ها در این روزگار پر از رفاه ، لقمه ی نان خشکی ندارد !

آقا می شود بیایی ، در حال که ما هم چنان در خوابیم ...

 انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: