امروز: دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

تصويري از غربت بقيع را قاب گرفته ام و در روي طاقچه اطاقت نهاده ام. هر وقت دلم هواي تورا مي کند، در مقابل آن مي ايستم و در ميان ده ها قبر غريب و ناشناخته بدنبال قبر زهراي مرضيه (س) مي گردم.

کد خبر: ۱۸۹۸
تاریخ انتشار: دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۵۴

به گزارش هیجار ،هر چه نگاه مي کنم، نشاني نمي يابم. مي گويم شايد علي من هم مي خواست مانند مادرش زهرا (س) قبري نداشته باشد. احساس غريبي است، بايد با خودم کنار بيايم.

آن گونه که شناسنامه میرزاعلي محمد باقری  نشان مي دهد، سال 1347 در روستاي گل بهار بخش ذلقي اليگودرز متولد شده است. حضورش در بين خانواده اي متدين و مؤمن باعث شادي آنها شده و تمام همت خود را در تربيت وي به آداب اسلامي بکار گرفته اند.

7 ساله بوده که در دبستان گل بهار ثبت نام کرده و توانسته در مدرسه شهيد مفتح مدرک سوم راهنمايي را بدست آورد.

 

میرزا،علی محمد،باقری،مفقود الاثر،الیگودرز،روستا،بهار

غيرتمندي، صيانت نفس و صله ارحام از محاسني بود که در رفتارهاي اجتماعي وي مي درخشيد. از همين رو با شنيدن نداي آزاديخواهي به صف طرفداران حکومت اسلامي پيوست و پس از پيروزي انقلاب در پيشبرد اهداف مقدس رهبري نظام با جان و دل کوشيد.

او که درس و مدرسه را براي کمک به خانواده در تأمين نيازمندي ها ترک کرد و به کار و تلاش روي آورد با فرارسيدن ايام خدمت، لباس مقدس سربازي را به تن کرد و به جمع دلير مردان لشکر 77 نيروي زميني ارتش پيوست و 12 ماه از عمر پربرکت خود را در مبارزه با دشمن متجاوز صرف کرد.

22/4/1367 در جبهه فکه به صف رزمندگان منافق ستيز پيوست و در عمليات مرصاد به صف مزدوران استکبار جهاني حمله کرد. در همان عمليات بود که بارش تير و ترکش چهره لاله گونش را خونين کرد و براي هميشه پيکر مطهرش از منظر شاهدان عرصه نبرد غايب شد و ديگر کسي نشاني از وي نيافت.

نامش جاودان و راهش پر رهرو باد.

انتهای پیام /

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 12
زینب محمدباقری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۹ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۵
0
0
سلام به برادرعزیزم.کاش من هم لیاقت دیدنت روداشتم،وقتی همه ازشماتعریف میکنن حسرت میخورم که چرامن شماروندیدم.ولی همیشه به یادهستم.امیدوارم واسم دعاکنی....خییییییلی دوست دارم.
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۹ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۲
0
2
الان که به یادت این صفحه رو باز کردم بوی عطرسیب ناگهان به مشامم رسید.باقر عمو میرزاممد هم امروز به رحمت الهی پیوست...
ارزوجلیلوند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۳
0
0
امیدوارم همیشه مارودعاکنیدخیلی دوس داشتم می دیدمت دایی عزیزم
ارزوجلیلوند
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۳
0
2
امیدوارم همیشه مارودعاکنیدخیلی دوس داشتم می دیدمت دایی عزیزم
مجیدمحمدباقری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۹
0
1
هرگزشادی آدمها روازخنده هاشون نسنجید.بلکه تنهایی آدمها رواز تعداددوستاشون بفهمید..وتودوستهای زیادی داری که همیشه در قلب اونها خواهی بود.
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۵
0
1
یادش بخیر بچه بودم میرزاعلی منو شب برد در مغازه ولی عابدینی برام بستنی خرید من که نمیدونستم بستنی چیه ولی مزش هنوز زیر زبونمه چه کیفی داشت یادش بخیر اون لحظه ها یه دفعه نیست شد.
منوچهر محمدباقری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۹
0
0
انکه تو رافراموش کند خودرا فراموش کرده چون تو همیشه جاودانه ای برادر عزیزم از خویش می گریزم در این دیار باران دل تنگ روزگارم برمن ببار باران بغض گلوی من را باری تو ترجمان ر باش ای بی شکیب باران ای بی قرار ر باران درحق حق شبانه ماندبه عاشقی مست نجوی ناودانها در ره گذاران باران ازهمرهان دراین باغ با من چه مهربان بود دیدی که گریه میکرد در جویبار باران دل تنگ این دیارم ای غمگسار پرتو در من ترانه سرکن با این بهار باران
فریدون محمدباقری اندیمشک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۰۳ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۴
0
0
میرزا علی دوست خوب و با مرام و با حجب و حیایم همیشه به یادت هستم .راستی عکسی را که با هم تهران گرفتیم دارمش
منوچهر محمد باقری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۴۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
0
3
بیاد برادر عزیزم .همفسر وهمراه همیشه ام .برادرم رفتی و بارفتنت اتشی بجانم زدی که تا زنده ام خاموش شدنی نیست عزیزم یاد و خاطره هایت همیشه با من وهمراه من است چهره خندانت درچشمانم و صدای مهربانت درگوشهایم و محبتت دردلم ماندگار است. اما ارزوی دیدنت را چه کنم چون در اخرین نامه ات به من قول دادی که به دیدنم بیایی . اما افسوس که مرا در حسرت اخرین دیدار گذاشتی. تنها برای تسکین دل شکسته ام این چند بیت شعر(قطره های باران)را تقدیم به همه انانکه هنوز بیاد توو همه شهدا هستند مینویسم . ای قطره های باران با جوی ها بگویید کان ره رو غم آلود زین رهگذر کجا رفت ای جوی های آرام از رودها بپرسید زین راه راز پیوند آن همسفر چرا رفت ای رودهای سرکش کاشفته و سبک پوی آغوش میگشایید دریای بی کران را آنجا که بی نهایت در بیکران غنوده است از موجها بجویید آن راز جاودان را ای قطره های باران ای جویبار آرام ای رود ها ی سرکش وی بحر بکرانه سرگشته و ملولم در دشت خاطر خویش آیا شما ندارید زان بی نشان نشانه زان بی نشان نشانه
خیرعلی غیاثی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۳
0
1
افتخار میکنم به پسر عمه عزیزم که هنوز از معرفتش میگن
نورعلی محمد باقری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۸
0
1
افتخار میکنم به برادرم هنوزم قدیمیا از یه رنگی و معرفتش میگن.ممنون همتون
مجید محمد باقری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۷
0
1
واقعا هم خوشحال شدم هم خیلی شرمنده ...ممنون از زحمتهای ارزندتون..

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: